X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1389

18 فروردین سالگرد شروع نهضت مردم  غیورآذربایجان به رهبری شیخ محمد خیابانی

شیخ محمد خیابانی، پسر حاج عبدالحمید تاجر اهل خامنه و بانو رقیه سلطان ، در سال ۱۲۵۹ شمسی (۱۸۸۰ میلادی) در شهرک خامنه ارونق زاده شد. تحصیلات مقدمات و ادبی را در زادگاهش گذراند. پدرش در شهر مخاچ قلعه (پطروفسکی دوران شوروی) پایتخت جمهوری داغستان ، تجارتخانه داشت .

 درجوانی همراه پدرش به پطروفسکی رفت و مدتی در تجارتخانه او به کارهای تجاری و آموختن رمز و راز داد و ستد و آشنایی با شیوه های اقتصادی زمانه سپری کرد. اما کشش روحی او به فراگیری علم بیش از هر چیزی بود. از این رو در بازگشت به خامنه ، کار تجاری را کمتر نموده و در تبریز به تحصیل علوم دینی پرداخت و به سلک روحانیت و علمای دین در آمد. شیخ در مدرسه طالبیه تبریز، منطق، ادبیات، فقه، اصول، ریاضی، نجوم، تفسیر، کلام، حکمت، حدیث، تاریخ، رجال و علوم طبیعی را از اساتید علم آموخت. او با تکیه بر استعداد سر شار و پشتکار و جدیت خاص، مراحل تحصیل را بسرعت پشت سر گذاشت و به مقام بلند علمی رسید.

 

شاه وقت، شیخ محمد خیابانی را " شیخ سرخ " لقب داده بود.او در دوره های دوم و چهارم مجلس نماینده تبریز بود ولی دوره چهارم عمر او فرصت نداد که در مجلس شرکت کند. او در ۲۴ شهریور ۱۲۹۹ شمسی در تبریز به فرمان مخبرالسلطنه هدایت کشته شد و پس از دفن موقت در مدرسه ای درتبریز توسط همسرش به حضرت عبدالعظیم در شهرری منتقل شد. آرامگاه نوسازی شده خیابانی در صحن عبادتگاه قرار دارد. 

 

شیخ محمد خیابانی پس از نطق آتشین و معروف خود در جریان بررسی موضوع اولتیماتوم روسیه برای عزل مورگان شوستر در مجلس، که برایش شهرت بسیار حاصل آورد و پس از انحلال مجلس دوم به تبریز بازگشت و روزنامه تجدد را منتشر کرد. شبی با دوستان خود فیوضات، عبدالله زاده، امیرخیزی و رفعت تصمیم گرفتند که بر علیه استبداد، اجرای کامل قانون اساسی و برای تبلیغ دموکراتی، عدالت و برابری حقوق روزنامه ای به عنوان ارگان حزب دموکرات با نام "تجدد" بیرون دهند. این روزنامه در آن زمان تا جایی پیش رفت که برای اولین بار در ادبیات فارسی (در سال ۱۲۹۹ خورشیدی) از واژه فمینیسم استفاده کرد. در تجدد چندین نویسنده زن نیز فعال بودند.

 

در آخرین نطق خیابانی آمده است:

 

«تبریز می‌خواهد حاکمیت بدست ملت باشد. تمام ایران فعلاً با زبان حال خود این تقاضا را می‌نماید. هرگاه تهران از قبول این نظریه سرپیچی کند، ما با اصول رادیکالیسم ایران را تجدید بنا خواهیم نمود، ما می‌گوئیم حاکمیت دموکراسی باید در سراسر ایران جاری باشد. اهالی ایالات و ولایات باید رأی خود را آزادانه اظهار دارند برای مدافعه این حق، آخرین مرحله مردن است و مردن در این راه را ما بر زندگی بی‌شرمانه ترجیح می‌دهیم.»

 

 باطلوع آفتاب روز18فروزدین1299،تبریز قهرمان –صحنه یکی از پرشکوهترین قهرمانیهای تاریخ ایران شده بود. دسته‌های انبوهی از دمکراتها و مجاهدان در ساختمان تجدد اجتماع کرده بودند. از اول صبح،بازار تعطیل شد ،دانش آموزان مدارس دست به تظاهرات زدند،اقشار مختلف مردم در حیاط ساختمان و اطراف گرد آمدند و جنب و جوش عجیبی بر پا کردند . شعارهایی بر ضد دولت وثوق الدوله و مزدوران او ،در فضای شهر طنین انداخته بود. ماژور بیورلینگ و دارو دسته‌اش به ترس و لرزه افتاده بودند!...


حقوق سربازان و پاسبانان شهربانی از چند ماه پیش پرداخت نشده بود و آنان در مضیقه بودند،همان روز ،از طرف آزادیخواهان ایثارگر،مبلغ زیادی پول در محل تجدد روی هم گذاشته و به سربازان و پاسبانان پرداخت شد.آنان نیز به آزادیخواهان پیوستند... مردم به اشاره پیشوای خود خیابانی ،به شهربانیها ریخته آزادیخواهان را ا زندانها و سیاهچالها رها ساختند... آن روز همه ادارات و مراکز دولتی شهر به دست آزادیخواهان افتاد. خیابانی به همه سرسپردگان حکومت وثوق الدوله در تبریز اخطار کرد که هر چه زورتر شهر را ترک گویند. بیورلینگ و معاونش فکل کلو به اتفاق ماموران و جاسوسانی که از تهران آورده بود،چهارشنبه شب تبریز را به قصد تهران ترک کردند!...بدین سان در روز دوم قیام،رشته امور شهر به دست خیابانی و پیروان فداکار و آزاده او افتاد و تبریز ار لوث جنایتکاران و خدانشناسان خائن ،پاک شد و یک بار دیگر خورشید آزادی از افق آذربایجان طلوع کرد...


بدانگونه که گفتیم ،خیابانی قیام پیروزمندانه تبریز را رهبری کرد و به همت مردم آزاده و قهرمان آن دیار ،رشته تمام کارهای شهر به دست انقلابیون افتاد و دست حاکمان و دست اندرکاران خارجی و وطن فروش داخلی ،ار اداره امورشهر کوتاه شد . کم کم دایره این نهضت ملی وسعت یافت و به دیگر شهرهای آذربایجان نیز رسید و همه شهر ها و بخشهای استان ،از وجود ناظران و حاکمان وابسته به دولت وطن فروش وثوق الدوله پاک شد و تحت حاکمیت خیابانی و قیام تبریز درآمد.این قیام حدود شش ماه طول کشید و آذربایجان بهترین روزهای طلایی خویش را در این شش ماه دید. 

 

کلمات قصار شیخ‌محمد خیابانی

 

ـ اولین وسیله ترقی، داشتن روح تجدد است

ـ لازمه شرافت یک ملت استقلال است

ـ بدون حقیقت آزادی میسر نیست

ـ آزادی مستلزم مساوات است: در برابر قانون همه برابریم

ـ آزادی عقیده در بالای سر هر سیاست حاکم است

ـ روح ملت فدای هیچ کس نیست. ارواح خادمین ملت باید فدای ملت شود

ـ لقمه خارداری باشید تا دیگران نتوانند شمار را ببلعند

ـ برضد زمانه راه رفتن غلط و محال است

ـ هرملتی که ترقی را با نظرهای لاقید و بی‌علاقه ملاحظه نماید دچار هلاکت خواهد شد

ـ جهال مرگ را بر تغییر عادت ترجیح می‌دهند

ـ یک فرد بی‌علاقه به جامعه خود، کمتر از حیوان است

ـ کسی که به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند حقوق خودش را فاقد می‌گردد

ـ بنام هر اکثریتی نمی‌توان حکم قطعی داد

 ـ من کشته شدن را به تسلیم ترجیح می‌دهم. من پیش دشمن زانو برزمین نمی‌زنم. من فرزند انقلاب مشروطیت ایرانم. من از اعقاب بابک خرم دین هستم که در نزد خلیفه عرب آنچنان رشادت و عظمت از خود بروز داده است

ـ تبریز قصد کعبه‌ای را نکرده است، بلکه خود کعبه آزادیخواهان است 

 

 

 

نگارنده:اورمولو تایماز