X
تبلیغات
رایتل
شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1389

بولوت قاراچورلو . سهند

شاعر شهیر آذربایجانی بولوت قاراچورلو.سهند. در سال 1301 در مراغه متولد و در 22 فروردین سال 1358 در اثر سکته قلبی در گذشت.او در یک خانواده کارگری به دنیا آمد. پدر و مادرش اسم فرزندشان را بولوت (ابر) گذاشتند.

بولوت در دوران جوانی به خاطر شرایط سخت خانواده، بدون اتمام تحصیلات متوسطه، برای کمک به خانواده وارد بازار کار شد.  با اشغال ایران توسط متفقین، بولوت جوان به سیاست روی آورد .وی اولین شعرش را در مجلس شاعران درتبریز خواند.

او پس از سقوط حکومت یک ساله فرقه دمکرات آذربایجان به زندان افتاد. وپس از آزادی از زندان منظومه های "آراز" و "خاطره" را سرود. مهمترین اثر او " سازیمین سؤزو" می باشد.

در آستانه سی و یکمین سالمرگش، با دو شعر، یاد او را گرامی می داریم:

 یاساق

طالعیمه سن باخ

دوشونجه لریم یاساق

دویغولاریم یاساق

کئچمیشدن سؤز آچماغیم یاساق

گله جکدن دانیشماغیم یاساق

آتا- بابامین آدین چکمه ییم یاساق!

بیلیرسن؟

آنادان دوغولاندان بئله

اؤزوم بیلمه یه بیلمه یه

دیل آچیب دانیشدیغیم دیلده

دانیشماغیمدا یاساق ایمیش،

یاساق

ترجمه به فارسی:

سر نوشت عجیبی است

اندیشه هایم قدغن

 همه چیز

همه چیز برایم قدغن

نباید از گذشته ام حرفی به میان آورم

و نیز

از آینده ام

نام بردن از نیاکانم، قدغن

و هیچ می دانی؟

 آن دم که از مادر، زاده شدم

بی آنکه خود بدانم

 تکلم به زبان مادریم نیز

قدغن بود

قدغن

صمد بهرنگی یه ایتحاف

قوربانیمی‌ قبول‌ ائله‌ آراز

صمد!

نه‌ یازیم‌ صمد؟!

دنلی‌ خرمنیمین‌ یانماسین‌ یازیم‌؟

سرین‌ سو کوزه‌مین‌ جالانماسین‌ یازیم‌؟

داغلی‌ سینه‌مین‌ آلوولانماسین‌ یازیم‌؟

من‌ سنه‌ نه‌ یازیم‌ صمد؟

حسرتیمی‌ کیم‌ یاخاجاق‌؟

گؤز یاشیما کیم‌ باخاجاق‌؟

آراز؟..

یئنه‌ده‌ آخاجاق‌!

صمد!

کیمی‌ چاغیریم‌؟

نه‌ قدر باغیریم‌؟

صمه‌........ـد!

سؤیله‌ منه‌، سؤیله‌ آراز!

نه‌دن‌ بیزله‌ اولدون‌ بئیله‌ آراز؟

کسدین‌ ایکی‌ قارداش‌ آراسین‌،

آلدین‌ موغان'ین‌ سارا'سین‌،

بوغدون‌ ائلیمین‌ دیه رلی‌ بالاسین‌!

بسدیر!

بس‌.........دیر!.

قوربانیمی‌ قبول‌ ائله‌ آراز

 

ترجمه به فارسی:

آراز قربانیم را بپذیر

صمد

چه بنویسم صمد

سوختن خرمن پرحاصلم را؟

ریختن کوزه آب گوارایم را؟

افتادن و شکستن نگین گرانبهایم را؟

التهاب سینه داغدارم را؟

من برایت چه بنویسم صمد!؟

حسرتم را که خواهد گداخت؟

بر سرشک دیده ام چه کسی خواهد گریست؟

آراز؟

همچنان جریان خواهد داشت

صمد

که را به امداد طلبم؟

چقدر فریاد بزنم؟

صم...د

به من بگو، بگو آراز

چرا با ما چنین کردی؟

میان دو برادر سد شدی

" سارا"ی دشت موغان را از ما گرفتی

فرزند گرانمایه خلق ما را غرق کردی

بس است

بس... است

آراز قربانیم را بپذیر 

...  ب. ق. سهند  در اوج‌ تشعشع‌تبلیغات‌ ملی‌گرائی‌ کاذب‌ پهلوی‌ و غرب‌زدگی‌ طیفهای‌نخبگان‌ با بازسرائی‌ و باز آفرینی‌ «افسانه‌های‌ دده‌قورقود» به‌ تقویت‌ روحیه‌ هویت‌گرائی‌ در نسل‌ جوان‌همت‌ می گمارد و آنان‌ را از در غلطیدن‌ به‌ گرداب‌خودباختگی‌ باز می‌دارد.